به شدت حوصلم سر رفته!
تابستون اینقدر کسل کننده؟!
این مجید اخشابی هم...
ولش کن چقدر بگیم این مجید اخشابی هم که البومشو منتشر نمی کنه؟...وب سایتشو راه اندازی نمی کنه؟...خسته شدم از این وعده وعید های پی در پی!
بهار تابستون شد تابستون پاییز یه سال گذشت دوباره بهار شد و بهار هم تابستون چه اشکالی داره بذار یه سال دیگه هم بگذره!
دلم تنگ شده برای خیلی چیزها برای پارسال تابستون که بچه ها همه شاد بودن و خودم شاد تر از همه تابستون پارسال چیزهای جدیدی کشف کرده بودم که امسال از دستشون دادم یکیش هم جمع شادی بود که پارسال بود و امسال نیست.
همه چیز راکد شده!
حتی وجود منو هم رخوت و رکود فرا گرفته.
همه چیز تکراری شده!
حتی من برای خودم تکراریم.
هر روز از صبح تا شب یه برنامه یک نواخت و بدون هیجان و...البته کسل کننده و راکد!
کاش ماه رمضون زودتر بیاد مثل هرسال نه فقط به خاطر فیلم ها و تیتراژی که احتمالا مجیداخشابی می خوندش به خاطر حس خوبی که داره.
کاش مدرسه ها زودتر باز بشه.
خوش به حال دانشجوها!
خوش به حال کارمندها!
می دونم اونا می گن خوش به حال دانش اموزها ولی ...
بیشتر از همه دلم برای صدای مجید اخشابی تنگ شده.
قهرم با هرچیزی (نه هرکسی) که به مجید اخشابی مربوط میشه تا وقتی که یا البومشو منتشر کنه یا ماه رمضون یه تیتراژ بخونه!
می دونم داره سعی خودشو می کنه می دونم در گیر کار البومه ولی یه تصادف حتی اگه عوارضش تا دوماه هم بمونه نباید اینقدر کارو عقب بندازه که مجبور بشه چند تا قطعه جدید بسازه!
یعنی در عرض دو سه ماه شرایط دنیا اینقدر تغییر کرده بود که چند تا از قطعه ها دیگه قابل استفاده نباشن؟
حتی اگه حق کاملا با مجید اخشابی باشه ولی خیلی داره طول می کشه این انتظار.
معدم سمفونی گرسنگی راه انداخته!
فعلا خداحافظ
بازم میام